اگه بارونیه چشمام اگه گریه هام زیاده
اگه دست روزگارت منو به فاصله داده
اگه بغض سرد سینم میگه منتظر میشینم
واسه اینه كه همیشه عشقو تو چشمات میبینم
اگه پاییزه بهارم اگه سرده روزگارم
عوضش واسه همیشه تو دلم عشقتو دارم
اگه تو تنهایی موندم اگه دل به غم سپردم
اگه از رنج نبودت خودمو به مرگ سپردم
واسه اینه كه میدونم یه روزی تو برمیگردی
میدونم واسه همیشه تو از عشقم دل نكندی
باز بهار شد و دوباره پاییزم اخر نداره
حتی سبز ترین بهارم واسه من رنگی نداره
عشق تو نگاتو میخوام پاكی چشماتو میخوام
لحظه ی تلخ جدایی غم تو صداتو میخوام
كاش میشد بهم میگفتی بدون چشمام میمیری
كاش همون لحظه ی اخر میشد دستامو بگیری
خیلی سخته بعد از چند سال تازه بفهمی كه دوست داشتنش دروغ بوده
ولی بازم بهت بگه دوست دارم
خیلی سخته وقتی كه میخوابی طعم واقعی مرگو بچشی ولی صبح كه چشماتو باز میكنی ببینی بازم نمردی و یه روز دیگه رو با خاطره هاش باید شروع كنی
ولی اون دیگه پیشت نیس
پیشت نیس ولی انگار هر لحظه كنارته
ولی تو پیش اون بودیو هیچ وقت ندیدت
اون میتونه یه جمله بگه كه تورو گریه بندازه تو اونو بخندونی ولی اون یكی دیگه رو خوشحال كنه
خیلی سخته بهت بگه دوست دارم ولی نمیخوامت
میگن با یادش باید زندگی كنی
ولی تا كی خوابشو ببینی
میگن نا امید نشو
اخه درد نا امیدیو نكشیدن
چون نا امیدیو تنهاییو گریه تنها هدیه هایی بود كه اون بهت داده
ولی تو تموم زندگیتو بهش دادی
خیلی سخته بهش دل ببندیو اون دلتو بشكونه
توام میتونستی دلشو بشكنی اما این كارو نكردی چون خیلی دوسش داشتی
خیلی سخته بزرگترین ارزوت مرگ باشه ولی اون بتونه با یار تازه رسیدش خیلی راحت زندگی كنه
بعد كل ثروتت كه عشقت بوده با كاخ ارزوهاتو یه جا خراب كنه
اونوقت زیر اوار بی مهریو تنهایی از فقر محبت و دوست داشتن تا اخر عمر بشینی و زار زار گریه كنی
خیلی سخته از ترس اینكه مردم بهت نخندن و فك نكنن دیوونه ای نتونی درد دلتو به كسی بگی
خیلی سخته تنها ارزوت كسی باشه كه از این و اون بشنوی هیچ اهمیتی براش نداشتی
حالا دیگه ارزوی نبودنتو میكنه
خیلی سخته وقتی یادت میاد كه حتی با شنیدن اسمش اونقدر خوشحال میشدی كه دوست داشتی داد بزنی ولی حالا با دیدنشم چیزی جز زجرو عذاب نصسبت نمیشه چون اون دیگه واسه تو نیس
خیلی سخته بعد از چند وقت كه میبینیش اشك تو چشمات حلقه بزنه ولی اشكات فقط واسه خودت مهم باشن
خیلی سخته جرات هر كاری رو داشته باشی به امید اینكه كوه پشتته ... ولی وقتی برگردی ژشتتو نگاه كنی ببینی یه عمر پشتت به دره بوده
حالا اون دیگه عشقش یه نفر دیگس اصلا تو واسش مهم نیستی
اصلا رسم بازی قایم موشك زمونه همینه
تو چشم میذاری و من قایم میشم اما تو یكی دیگه رو پیدا میكنی
خدایااا
همه این كارارو تو كردی
به هركی دل بستم تو دلمو شكوندی
هرجا لونه ساختم خرابش كردی
هرجا با دیدن كسی دلم ارامش میگرفت تو اضطرابو تو دلم انداختی
نمیدونم
شاید این كارو كردی كه به غیر از خودت به كسی دل نبندم و به كسی امید نداشته باشم
پس حالا كه همه ی امیدم به توه كمكم كن
كمكم كن
................
.........
...
.
.
.

میگن یه روز ازین روزا قراره تنهام بذاری
بری واسه همیشه و غم روی غمهام بذاری
میگن قراره بی خبر بذاری از پیشم بری
یه روز كه از خواب پا میشم از تو نباشه خبری
میگن كه اون یه دیوونس ارزش موندن نداره
وقتی صدات نمیرسه ترانه خوندن نداره
میگن كه دل بستن به اون یه اشتباه ساده بود
میگن تو دنیا كسی نیست كه دل به اون نداده بود
میگن جدا كن راهتو از راه پر پیچ دلش
میگن یواشكی میگه منم تموم مشكلش
میگن اگه من نباشم فرقی برا اون نداره
میره سراغ دیگری مثل تو زندون نداره
میگن كه دل خوش نكنم به وعده های پوچ اون
به عهد زیبای دلم به قولا و قرارامون
میگن كه پا میذاره رو عهدایی كه بسته بودین
یه روزی از پیشت میره كه هردوتون خسته شدین
من میگم اما نباشی ستاره نوری نداره
میگم كه اون نمیره و دلم رو جا نمیذاره
میگم كه این خیال زشت فقط واسه شما باشه
جای تو عشقم همیشه توی ستاره ها باشه
من بهشون میگم كه تو با همه دنیا فرق داری
دروغ نمیگی میمونم نمیخوای از پیشم بری
هرچی میگن بذار بگن من اعتنا نمیكنم
برای موندنت گلم دیگه دعا نمیكنم
یادته اون موقعی كه خیال رفتن نداشتی
یادته گفتی میمونی پای عشقمون همیشه
تو میگفتی بی تو هرگز بی تو زندگی نمیشه
یادته میگفتی بی من سردو سوت و كوره خونه
گفتی دوست داری این حرفو همه ی دنیا بدونه
یادته اشكی كه ریختی وقتایی كه من نبودم
یادته گریه میكردی شبی كه دور از تو بودم
یادته قرار گذاشتیم تا اخر باهم بمونیم
یادته گفتی همیشه روی عهدمون میمونی
یادته پاییز عشقو تو با سردیات رسوندی
رفتی تو توی زمستون پیش عاشقت نموندی
یادته میگفتی اشكام همشون دروغ محضه
تو بهم فرصت ندادی حتی واسه ی یه لحظه
یادته شكست غرورم زیر پاهای تو له شد
یادته وقتی میرفتی چشمای من پر مه شد
یادته گفتی كه سختی كشیدی تا بم رسیدی
اما رفتی از پیشم تو حتی اشكامو ندیدی
به شكستن دل من خندیدی تو ساده رفتی
بدون یه لحظه تاخیر تا ته جاده رو رفتی
نمیدونم شاید اون روز دل من رو پس نداده
نمیدونه عاشقش باز دلو به هیچ كس نداده
نمیدونه این دیوونه تو سرش هوای اونه
اما فرقیم نداره چه بدونه چه ندونه
دلشو كرده از اهن گوشاشو بسته رو حرفام
فكر نكرده وقتی میره بعد اون من خیلی تنهام
بذار نشنوه اینارو ندونه كه چی كشیدم
ندونه كه با نبودش طعم مرگو من چشیدم
الهی خوش باشه بی من باز دروغ نگه به عشقش
تا ابد بمونه پیشش بمونه تو سرنوشتش
الهی تنها نمونه تو شبای سرد غصه
باز به خونش نرسیده كلاغ سیاه قصه
شعرامو با بغض نوشتم گاهیم با اشك و هق هق
تا شاید یادی كنی تو از من مجنون عاشق!
گفتی روزگار نامرد دلمو از تو جدا کرد
نمیخواستم برم اما دستم دستتو رها کرد
گفتی بعد من میمونی تو شبای سرد غصه
گفتی که میخوام دوباره دستم به دستات برسه
گفتی اینبار نمیذارم اشک چشم تو بباره
نمیذارم که زمونه تو دلت غصه بذاره
گفتی باید با تو باشم بی توو دلت میمیرم
گفتی بدجوری به چشمات به نگاه تو اسیرم
گفتی تا اخر میمونی دلمو نمیسوزونی
گفتی بی تو نمیتونم گفتی بی من نمیتونی
گفتی من اگه نباشم ستاره نوری نداره
حالا باز دیدم که دستات دستای اونو میگیره
دلتو به تازه وارد دوباره دادی عزیزم
دوباره گذاشتی راحت اشکای چشام بریزن
توکه گفتی نمیذارم تو دلت غصه بشینه
نمیذارم حتی دیگه چشم غم تورو ببینه
تو که اشکامو ندیدی نشنیدی شکستنم رو
تو که ارزو میکردی هر دقیقه رفتنم رو
چرا با دروغ دوباره خواستی که پیشت بمونم
حالا میخوام بری از یاد ولی اصلا نمیتونم
باز شدی مثل قدیما تو خیال من میخندی
باز یادم رفته که با من تو حقیقت سرد سردی
دل به این رویا میبندم رویای شیرین بودن
باز دوباره خواب میبینم دست تو تو دستای من
اگه که گریه میکنم اگه که سردو مبهمم
اگه واسه وجود تو نالایقم,خیلی کمم
اگه پشیمونی از عشق از موندنت پیش دلم
اگه شنیدم که میگی تویی تموم مشکلم
اگه که احساس منو نفهمیدی به سادگی
اگه هرچی دلت میخواد اینروزا تو بهم میگی
اگه شکستم دلتو اگه شکوندی دلمو
فقط یه خواهشی دارم توروخدا بمون,نرو
اگه یه روز تو بچگیت عروسک بازیت بودم
به حرمت بچگیا بذار که عاشق بمونم
بذار نگات کنم بازم از پشت قاب خاطره
بذار که اون خاطره ها هیچ موقع از یادم نره
توهم به خاطربیارو بدون چقدر دوست دارم
توروخدا ازتو چشام بخون چه احساسی دارم
یه کاری کن نذار که باز بشکنم و نابود بشم
نذار تو دنیای سیاه قربونی جنون بشم
نذار که ساده بشکنم میون هق هق شبام
بذار بهت اینو بگم تو همونی که من میخوام
چرا باید امیدمو به دست باد بسپارم
شاید که باورم شده دیگه تو نیستی کنارم
برای دل زخمیم هرشب و روز ببارم
دلم میخواد با چشمات تنهای تنها بشم
تو دریای اغوشت ازهمه چیز رها شم
دلم میخواد بمونم پیش دل عاشقت
تاکه همه بدونن منم تنها لایقت
میخوام که چشم بدوزم به چشمای سیاهت
هیچ موقع گریون نشه صورت مثل ماهت
من دوست دارم که باتو تا عمق رویا برم
شاید که باز بتونم به خاطرت بیارم
میخوام که باز خاطرات توی دلم مرور شه
فانوس شبهات بشم تاکه شبات پرنور شه
میخوام که پیشت باشم دلم میخواد بمونم
من نخواستم که هیچ وقت دلت رو بسوزونم
شاید برات بتونم یه مهربون بمونم
شاید بشه به لبهات خنده رو برگردونم
شاید بشه یه روزی بگی تا اخر هستی
بگی که پای دلو جای دیگه نبستی
شاید بشه دوباره بیام تو اغوش تو
باز شعرامو بخونم اروم توی گوش تو
امید من هنوز هست تا وقتی زنده هستم
نمیدونم درسته اینکه به پات نشستم؟
اینکه هنوز ارزوم دیدن چشمای توست
اخه دلم تورو خواست چه غلط و چه درست
اخه خدا عاشقم چرا کسی نفهمید؟
چرا اونکه میخواستم از پیش من پر کشید؟
چرا تو دنیا همش عاشقا از هم دورن؟
چرا هیچ چیز نمیگن؟! چرا اینقدر صبورن؟!
باز دارم میگم خدا یه کاری کن زودتربیاد
باز دارم دیوونه میشم,تو نیستی توی اغوشم
بی تو من, ساکت وسردم,مث فانوس_خاموشم
باز داره بارون میباره رو تن خسته ی سردم
باز داره یادم میفته با دلم چه کاری کردن
باز برهنه زیر بارون,میشینم تاکه بباره
دوست دارم خاطره هاتو دوباره یادم بیاره
میدونم تو پشت شیشه داری بارونو میبینی
میدونم تو هم مث من,با حس بارون عجینی
دل پاک و ابی تو مث بارون مهربون بود
دل من رو هم شکوندن,اون دلی که زیر پاموند
اخر قصه رسیده,دیگه بارون نمیباره
این روزا همیشه بارون,تورویاد من میاره
چند شبه دلم گرفته, چند شبه غصم زیاده
چند شبه تو نیستی پیشم, چند شبه بودم به یادت
این شبا تو تنهاییهام ,شعرامو برات نوشتم
روتن زخمی هر برگ ,از جدا شدن نوشتم
من نوشتم از سکوتی که توی اتاق پیچیده
از همون روزی که چشمم تا خالا تورو ندیده
خلاصه این شبا انگار ,به جنون کشیده کارم
میدونی بدون چشمات ,دیگه فردایی ندارم
کاش تو بودی و میدیدی ,که چقد دلم شکسته
میدیدی حال دلی رو ,که فقط دل به تو بسته
از همون شبی که رفتی ,این دل منم انگار مرد
یه غریبه یه روز اومد ,دل من رو با خودش برد
حالا دستام سرد سرده بی تو و اغوش گرمت
حالا دیگه نمیپیچه تو خونه عطر وجودت
اخ میدونی که دلم رو ,چه جوری زدی شکوندی؟
میدونی که روی قولت ,پا گذاشتی و نموندی؟
یادته اون شب چه قولی, دادی بم تو نور مهتاب؟
یادته دلت از عشقم, شده بود بی تاب بی تاب؟
اخ کجایی تو حالا که, ببینی چه حالی دارم,
سرمو به جای شونت, روزمین امشب میذارم
ای همزاد, ای همراه
ای هم سرنوشت
هر دمان میدان بازیهای دوران های زشت,
شعر هایم را نوشتی
دست خوش,
اشک هایم را کجا خواهی نوشت؟
این دل تنگم هیچ کسو, نمیخواد جز تورو
فقط به خاطر خدا, اشکای چشممو ببین
تو این غریبی,بی کسی, دستای سردمو بگیر
فقط به خاطر خدا, نذار به اخر برسم
اگه بری بدون تو, خیلی غریب و بی کسم
فقط به خاطر خدا, یه کم بهم مهلت بده
نذار به اخر برسم, یه فرصتی بهم بده
فقط به خاطر خدا, بازم باهام بمون عزیز
اون همه خاطره داریم, یک شبه دورشون نریز
فقط به خاطر خدا, نگو میری,بمون تو, باش
تورو خدا با این کارات, نمک رو زخم من نپاش
نذار که ویرون بشمو نذار که تنها بمونم
فقط به خاطر خدا بذار که با تو بمونم
یه مدت طوووووووووووووولانی نبودم و دسترسی به نت نداشتم
حالا اگه این کنکور اجازه بده دوباره اومدم!!!!!!!!!!
واسم دعا کنید که بتونم موفق بشم...
همین...
!!!
فکر نکردی من میمیرم
فکر نکردی غصه هامو
شب توی بغل میگیرم
فکر نکردی شاید این دل
بشکنه از هم بپاشه
فکر نکردی رفتن تو
رو دلم غصه بپاشه
فکر نکردی تو نباشی
با کی باید شعر بخونم
فکر نکردی تو نباشی
واسه چی زنده بمونم
فکر نکردی رفتن تو
زجر بی حسابه واسم
بودن دوباره ی تو
یه رویا و خوابه واسم
فکر نکردی من بمیرم
خونمو گردن میگیری
فکر نکردی من نباشم
تو هم از غصه میمیری
فکر نکردی تنها اینجا
کی دیگه بامن میمونه
چون شدم دیوونه ای که
همه رو از خود میرونه
شایدم فکرشو کردی
اما بی رحمی و سردی
میدونم که میدونستی
با دل من,تو چه کردی
میدونستی تو نباشی
دلم از دوریت میمیره
میدونم یه جای دیگه
دل تو حالا اسیره
زحمت خدافظی هم
حتی به خودت ندادی
کی شدی انقدر تو بی رحم
کی دلو ازم بریدی
من شکستم و تو خوش باش
چون دوست دارم هنوزم
با این که از رفتن تو
هنوزم دارم میسوزم
......................................
........................................................
......................................................................................
عیدتون مبارک
دلتون شاد
لبتون خندون
هر کاری گفتی کردم به خاطر وجودت
اما چیکار میشه کرد با این غم نبودت
نبودن تو انگار بدجوری زجرم میده
ایکاش خدا این روزا یه خرده صبرم بده
جلوتو من نمیگیرم گرچه دلم راضی نبود
ایکاش فقط میفهمیدم دلیل رفتنت چی بود
بی معرفت یه روز اومد گفت که میخواد جدا بشه
خوب میدونستم که دیگه یکی دیگه تو قلبشه
الهی قربونش برم چشاش چه اروم گریه کرد
انگار خجالت میکشید وقتی باهام وداع میکرد
خواستم که سیلی بزنم تو صورت مثل گلش
ولی بازم میترسیدم نکنه بشکنه دلش
خواستم جلوشو بگیرم بگم که بی اون میمیرم
فرصت نداد که بتونم دلو ازش پس بگیرم
اون میدونست که دلمو بد جوری کرده اسیرش
اما انگار من نبودم توقسمت و تو تقدیرش
تبلیغات